كيم هيون هي، تمام فراز و نشيبهاي زندگي پرماجرا، دردناك و سرشار از ترس و رنج خود و حكومت كره شمالي را در اين كتاب ميگويد و بعد از ترجمه كتابش به يازده زبان دنيا، افراد بسياري از زندگي او باخبر شدند. اين داستان واقعي، سرگذشت جذابترين جاسوس كره است، شرح حال يك جاسوس زن. در قسمتي از كتاب ميخوانيم: انگار مسيرم تا رسيدن به جايگاه متهم قرار بود تا ابد ادامه پيدا كند و وقتي بلاخره توانستم بنشينم، ديگر نتوانستم جلوِ خودم را بگيرم. قلبم تندتند ميتپيد و بدنم بياراده ميلرزيد. گريهام گرفت و فقط يك كلمه را مدام زير لب زمزمه ميكردم: مامان. فرايند ملالآور محاكمه شروع شد ولي من نميتوانستم تمركز كنم؛ انگار از قبل مشخص شده بود كه قرار است به اعدام محكومم كنند. من هواپيماي پرواز 858 هواپيمايي كره جنوبي را منفجر كرده بودم. من مسئول مرگ صد و پانزده انسان بودم ...
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .