پسر
پسر

پسر

شناسه محصول : 219061

0 نفر
قیمت : 1,600,000 ريال
علاقه مندی

ویژگی های محصول
  1. نویسنده: فلوریان زلر
  1. مترجم: لیلی مظفری
  1. نوع جلد: شومیز-رقعی
  1. تعداد صفحات: 69
  1. سال چاپ: 1405

در آپارتمان. وسایل هنوز روی زمین هستند. کتاب ها، یک چراغ مطالعه، یک مبل و غیره. ولی همه طوری رفتار می کنند انگار همه چیز مرتب است. صبح است. نیکلا روی کاناپه نشسته. به خلأ خیره شده. ناگهان پی یر وارد می شود. او را دیده و جا می خورد. پی یر: تو این جایی؟ خوب خوابیدی؟ (پی یر موهای او را می بوسد.) مادرت که می گفت عمرا قبل از ظهر بیدار نمی شی... (درنگ.) خوبی؟ فکر نمی کردم انقدر زود بیدار بشی... نیکلا: بیدار شدم و دیگه نتونستم بخوابم. پی یر: همیشه تا آدم به جای جدید عادت کنه طول می کشه، نمی دونستی؟ (نیکلا شانه هایش را بالا می اندازد.) ساشا که بیدارت نکرد؟ نیکلا: نه. پی یر: دیشب چند بار گریه کرد... نشنیدی؟ نیکلا: نه. پی یر: بهتر. (برای خودش قهوه درست می کند.) چیزی می خوای؟ قهوه؟ (نیکلا با سر علامت منفی می دهد.) صبح ها هیچی نمی خوری؟ نیکلا: چرا گریه می کرد؟ پی یر: برادرت؟ هنوز شب ها راحت نمی خوابه. گرسنه بود. (درنگ. نیکلا ناخن هایش را می جود. پی یر می بیند.) تو هم شب ها خوب نمی خوابیدی. وقتی بچه بودی... (پی یر می بیند که حواس نیکلا جای دیگری است.) گوش می دی؟ نیکلا: هان؟ پی یر: چته؟ نیکلا: هیچی فقط... داشتم به... به شرایط فکر می کردم. من... راستش من مطمئن نیستم... پی یر: از چی؟ (نیکلا در پاسخ دادن تردید دارد.) از چی مطمئن نیستی؟ نیکلا: این جا راحت نیستم... حس می کنم مزاحم شمام. پی یر: اصلا! چرا این رو می گی؟ نیکلا: سوفیا... حس می کنم دوسم نداره. واقعا موافق بود که من بیام این جا؟ پی یر: خب معلومه نیکلا. معلومه.

نویسنده :

مترجم :

نوع جلد :
شومیز-رقعی

تعداد صفحات :
69

سال چاپ :
1405

ناشر :

کد ناشر :
11889

نوبت چاپ :
2

تعداد جلد :
1

ثبت نظر

شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .





محصولات هم گروه

; ;