نویسنده در این رمان با عبور از قالبهای رایج تذکرهنویسی و زندگینامههای تکراری، مخاطب را به کوچه پسکوچههای نجف اشرف در قرن گذشته میبرد تا روایتی مستند از ۸۱ سال حیات پرفراز و نشیب این عارف واصل ارائه دهد. اصفهانی در اینجا با مسئلهی دشوار «به تصویر کشیدن امر قدسی» روبروست و میکوشد تا با خرد کردن روایت به ۷۵ بخش مجزا، از زوایای دید متکثر برای حل این مسئله بهره ببرد. نویسنده به جای تکیه بر یک راوی دانای کل، میکروفون روایت را بین شخصیتهای گوناگون دستبهدست میکند. در این کتاب ما با طیف وسیعی از راویان روبروییم؛ از همسر ایشان، رخشنده سادات، که جزئیات زمینی زندگی مشترک را بازگو میکند تا دشمنان و مخالفانی که قصد جان او را داشتند. حتی شخصیتهایی نظیر یک کافهدار، شرخر، یا مردهشور نیز تریبون دارند تا تصویری ۳۶۰ درجه و بدون روتوش از آقای قاضی ارائه دهند. اصفهانی در این مجلد، مسئلهی «عرفان فقاهتی» را در بستر تاریخیاش تشریح میکند. او توضیح میدهد که چگونه جریانهای متحجر در نجف، عرصه را بر قاضی تنگ کرده بودند و نویسنده بدون پردهپوشی، غربت و تنهایی این مرد بزرگ را در میان هیاهوی مخالفان به تصویر میکشد. کتاب نشان میدهد که «کهکشان نیستی» اشاره به مقام فنا و اضمحلال «من» در برابر «حق» دارد، اما رسیدن به این مقام از مسیر شریعت و تعاملات اجتماعی میگذرد. نویسنده با استناد به هزاران کلمه سند و ارجاع که در انتهای کتاب آمده، مرز باریک میان تخیل داستانی و واقعیت تاریخی را حفظ میکند تا خواننده اطمینان یابد که دیالوگها و رخدادها، ریشه در واقعیت دارند. نویسنده نشان میدهد که قاضی در عین سیر در عوالم بالا، پدری دلسوز و همسری همراه بوده است.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .