رمانی تاریخی، تلخ و طنزآمیز که در وین اواخر قرن نوزدهم و در روزگار امپراتوری اتریشـمجارستان میگذرد. اثر در سال ۱۹۳۹ منتشر شد و در پس داستان پرماجرای خود، تصویری انتقادی از اشرافیت و جامعهای ارائه میدهد که شکوه ظاهریاش در حال فروپاشی است. داستان با سفر شاه ایران به وین آغاز میشود. شاه در مراسمی مجلل چشمش به کنتسی زیبا میافتد و خواهان دیدار خصوصی با او میشود. اما کنتس زنی متأهل و از طبقه اشراف است و برآورده کردن خواسته شاه میتواند به یک رسوایی دیپلماتیک تبدیل شود. درباریان برای حل مشکل نقشهای میکشند: زنی به نام میتزی شناگل که شباهت زیادی به کنتس دارد، جای او را بگیرد. شاه از حقیقت بیخبر میماند و در پایان، گردنبندی بسیار گرانبها از مروارید به میتزی هدیه میدهد. چیزی که در ابتدا یک حقهی ساده برای حفظ آبروی دربار به نظر میرسد، زنجیرهای از اتفاقات پیشبینینشده را به راه میاندازد و زندگی میتزی، افسر سوارهنظام بارون تایتینگر و چند شخصیت دیگر را به شکلی تراژیک دگرگون میکند.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .