«افتادن» کتابی نوشته دیوگو مایناردی، نویسنده و روزنامه نگار برزیلی است. این اثر در دسته ادبیات خودزندگی نامه قرار می گیرد و موضوع آن خاطراتی است که نویسنده از رابطه اش با پسر خود روایت می کند. مایناردی در «افتادن» از تیتو، پسرش مینویسد. تیتو هنگام تولد و در پی خطایی پزشکی دچار فلج مغزی شده است. پسر تا مدت ها قادر به راه رفتن نیست اما پس از مدتی می تواند به شکل محدود قدم بردارد. ساختار کتاب به شیوه ای است که در آن نویسنده زندگی و تجربه خانوادهاش را در ۴۲۴ قطعه کوتاه روایت میکند. این قطعه ها شامل خاطره، جستار و اندیشه های فلسفی هستند. هر قطعه از یک اتفاق کوچک خانوادگی شروع شده و به تاریخ، فرهنگ، هنر یا یک پرسش فلسفی ختم می شود. عدد ۴۲۴ که در عنوان کتاب هم به آن اشاره شده، بیشترین تعداد قدمهایی است که تیتو توانسته بدون افتادن راه برود. قدم های تیتو در این کتاب به واحد اندازه گیری نویسنده تبدیل شده اند. مایناردی در این اثر به جای گفتن از رنج از تجربه پدر شدن، بدن، بیماری، عشق، ترس، خشم و امید می گوید. تیتو هنگامی که شروع به راه رفتن میکند، میافتد اما به جای گریه کردن میخندد. چهره خندان تیتو باعث می شود تا نویسنده به مفهومی بزرگتر دست یابد. نویسنده از واکنش کودک خود، به این موضوع فکر می کند که؛ چرا بزرگسالان از افتادن می ترسند در حالی که افتادن بخشی ار راه رفتن است اما کودک در همین شرایط پس از سقوط می خندد. «افتادن» درباره تغییر نگاه مردی به زندگی است که پس از تولد فرزندش رخ می دهد. به همین دلیل کتاب فقط خاطره گویی نیست و بیش از آن تاملات پدری است که از واکنش فرزندش نسبت به اتفاقات فلسفه زندگی خود را تغییر می دهد.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .