یک تابستان، دو نوجوان و رازهایی که گفتنشان چندان آسان نیست… وقتی یک گاز از تابستان میزنی داستان جیو و یوچان است؛ دو نوجوان که هرکدام با زخمها، نگرانیها و رازهای خودشان دستوپنجه نرم میکنند. آشنایی آنها در روزهای گرم تابستان، شروع رابطهای است که کمکم به هر دو کمک میکند خودشان و احساساتشان را بهتر بشناسند. این رمان نوجوان با ترکیبی از دوستی، احساسات، روابط خانوادگی و چاشنیای از اتفاقات غیرعادی، قصهای صمیمی و پرکشش از دوران نوجوانی روایت میکند؛ دورانی که گاهی یک آشنایی تازه یا یک تابستان متفاوت میتواند نگاه آدم به خودش و زندگی را برای همیشه تغییر دهد. جیو و یوچان هرکدام رازی دارند که ترجیح میدهند کسی از آن باخبر نشود؛ اما یوچان یک مشکل عجیب دارد: او میتواند افکار دیگران را بشنود! وقتی مسیر این دو نوجوان در یک تابستان به هم میرسد، میان رازهای ناگفته و زخمهای قدیمی، رابطهای شکل میگیرد که آرامآرام دنیای هر دوی آنها را تغییر میدهد.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .