انجیلهای من داستان پیامبری و رستاخیز عیسی است، و شروع دین مسیحیت. داستان در دو فصل تنظیم شده؛ فصل اول با نام «شب باغ زیتون» که به پیامبری عیسی میپردازد و فصل دوم به نام «انجیل به روایت پیلاطس» که دربارهی رستاخیز این پیامبر است. شک و ایمان، مسئولیت و لاقیدی، اساس مفهوم این رمان است. چه در فصل اول که عیسی نمیتواند بپذیرد که ناجی و برگزیدهی خداست و به پیامبری خود شک میکند. و چه فصل دوم که پیلاطس، سردار رومی به رستاخیز او شک میکند و زندهشدن دوبارهی او را باور نمیکند. و به آخر هم نه عیسی کاملا با اعتقاد و نه پیلاطس بهتمامی معتقد است. هر دو شکهایی دارند. عیسی، مسیح بودن خود را باور ندارد و به کسانی که به او میگویند تو مسیح هستی، جواب میدهد که من این را نگفتم، تو بودی که این را گفتی. و در نامههای پیلاطس به برادرش نیز غوطهخوردن او را بین شک و ایمان میبینیم.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .