این اثر کمحجم با زبانی شاعرانه و در عین حال بیرحمانه، به یکی از تاریکترین وجوه تجربهٔ انسانی میپردازد: خشونت سازمانیافته جنگ و پیامدهای روانی آن بر کسانی که هم قربانیاند و هم عامل. رمان پس از انتشار با استقبال منتقدان روبهرو شد و در فهرست بلند چند جایزه ادبی معتبر فرانسه قرار گرفت؛ توجهی که نشان میدهد با وجود حجم اندک، با متنی پرقدرت و اندیشیده روبهرو هستیم. داستان در کشوری بینام و جنگزده میگذرد؛ انتخابی آگاهانه که از همان ابتدا روایت را از یک موقعیت تاریخی خاص جدا میکند و آن را به تجربهای جهانشمول بدل میسازد. شخصیت مرکزی، کلنلی است که وظیفه روزانهاش بازجویی زندانیان است؛ بازجوییای که در واقع به معنای اعمال شکنجه در فضایی زیرزمینی و پنهان است. او کار خود را با دقت، نظم و نوعی حرفهمندی سرد انجام میدهد؛ گویی خشونت برایش به یک رویه اداری بدل شده است. اما این نظم ظاهری در شب فرو میپاشد. کلنل از بیخوابی رنج میبرد و ذهنش مملو از تصاویر مردانی است که زیر دست او خرد شدهاند؛ چهرههایی که در خواب و بیداری همچون اشباح بازمیگردند و مرز میان واقعیت و کابوس را محو میکنند. در کنار کلنل، دو چهره دیگر نیز حضور دارند: ژنرالی که در کاخی بزرگ اما تهی، بهتدریج به جنون فرو میرود، و یک افسر زیردست که شاهد خاموش این ماشین خشونت است. این سهگانه انسانی، سه واکنش متفاوت به جنگ و قدرت را مجسم میکند: اعمال فعال خشونت، فروپاشی عقل در رأس قدرت، و انفعال هراسآلود شاهد.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .