«کارل مارکس و سنت اندیشه سیاسی غرب» عنوان پروژهای ناتمام از هانا آرنت است که در اصل بهصورت کتابی مستقل و نهاییشده منتشر نشد، اما بخشهای مهمی از دستنوشتهها و ایدههای آن بعدها در آثاری مانند «وعده سیاست» و نوشتههای دیگر آرنت بازتاب یافت. این متن در حوزه فلسفه سیاسی و تاریخ اندیشه قرار میگیرد و بیش از همه برای پژوهشگران فلسفه، علوم سیاسی، نظریه سیاسی و تاریخ ایدهها اهمیت دارد. آرنت در این پروژه میکوشد نسبت مارکس با سنت بلند فلسفه سیاسی غرب را بازخوانی کند؛ نه با هدف محکوم کردن سادهانگارانه او بهعنوان سرچشمه مستقیم توتالیتاریسم، بلکه برای فهم این مسئله که مارکس چگونه هم محصول این سنت بود و هم به شکلی رادیکال آن را به پایان رساند. ایده مرکزی آرنت این است که مارکس مخترع توتالیتاریسم نبود، اما برخی از مفاهیم او، بهویژه اصالت دادن به کار، اقتصاد، ضرورت تاریخی و مبارزه طبقاتی، ناخواسته به تضعیف مفهوم کلاسیک سیاست انجامیدند. از نظر آرنت، در سنت یونان باستان، بهویژه در اندیشه ارسطویی، عالیترین شکل زندگی انسانی نه صرفا کار کردن برای بقا، بلکه حضور در عرصه عمومی، سخن گفتن، داوری کردن و دست زدن به عمل سیاسی بود.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .