کتاب «قطار نیمهشب» نوشتهی مت هیگ رمانی فانتزی-روانشناختی است که مثل خیلی از کارهای این نویسنده از یک ایده ساده شروع میشود اما کمکم وارد دنیایی دیگر میشود. شخصیت اصلی داستان ویلبر باد است؛ مردی مسن که در پایان عمرش قرار دارد و زندگیاش را با ترکیبی از موفقیت بیرونی و خلأ درونی پشت سر گذاشته است. او در ظاهر یک زندگی کامل داشته: کار، کتابفروشی، ثروت... اما زیر این ظاهر، یک رابطه مهم و نیمهتمام باقی مانده؛ رابطه با مگی، کسی که بخش مهمی از زندگی احساسی او را شکل داده. شروع داستان خیلی معمولی نیست؛ ویلبر در لحظهای بین مرگ و ادامه زندگی قرار میگیرد و خودش را در یک ایستگاه قطار میبیند. قطاری که آنجاست، یک قطار معمولی نیست؛ بیشتر شبیه یک ساختار ذهنی است تا یک وسیله واقعی. اسمش همان قطار نیمهشب است و کارش این است که مسافر را به گذشته ببرد، اما نه برای تغییر دادن چیزی، فقط برای دیدن دوباره. هر ایستگاه یک تکه از زندگی ویلبر است؛ به شکل تجربه دوباره.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .