«چرا بسیاری از شرکتهای موفق، ناگهان دچار افول میشوند؟» او با بررسی موردی شرکتهایی چون کداک، زیراکس و سیرز، نشان میدهد که ریشه این افول، اغلب در اشتباهات بازاریابی نهفته است. کاتلر سپس با دقتی مثالزدنی، ده گناه نابخشودنی را که شرکتها در حوزه بازاریابی مرتکب میشوند، تشریح میکند. اولین گناهی که کاتلر به آن میپردازد، «عدم تمرکز کافی بر بازار و مشتری» است. او با ذکر مثالهای متعدد، توضیح میدهد که چگونه شرکتها به مرور زمان، ارتباط خود را با نیازهای واقعی مشتریان از دست میدهند. در فصل دوم، کاتلر «عدم شناخت کامل مشتریان هدف» را به چالش میکشد و راهکارهایی برای بخشبندی دقیقتر بازار ارائه میدهد. یکی از درخشانترین بخشهای کتاب، فصل مربوط به «مدیریت ضعیف روابط با ذینفعان» است. کاتلر در این فصل، دیدگاه جامعی ارائه میدهد و نشان میدهد که بازاریابی موفق، فراتر از جلب رضایت مشتریان است و تمام ذینفعان شرکت از کارمندان تا تأمینکنندگان و سهامداران را دربرمیگیرد. در فصل مربوط به «ناتوانی در یافتن فرصتهای جدید»، کاتلر به شرکتها هشدار میدهد که اگر خود را با تغییرات سریع بازار وفق ندهند، محکوم به نابودی هستند. او با اشاره به شکست شرکتهایی چون بلاکباستر و بوردرز، اهمیت نوآوری و پیشبینی روندهای آینده را گوشزد میکند.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .