کتاب آواز آسمان ماجراجوییای در سرزمین خیالی ارکنوالد است؛ جایی در دل شمال، با تابستانهایی که نیمهشب هم خورشید میتابد و زمستانهایی که تاریکی تمام افق را میبلعد. ابی الفنستن در این کتاب جهانی میسازد که در آن خدایان آسمان در قالب صورتهای فلکی زندگی میکنند، شیپور افسانهای یخبندان کوهها و جنگلها و آدمها را پدید آورده و جادوی باستانی هنوز در نور ماه، باد و شفق قطبی جریان دارد. کتاب آواز آسمان در چندین فصل پیدرپی، از سرآغاز اسطورهای سرزمین و سه قبیلهی اصلی آن شروع میشود: قبیلهی پوستینپوشها در جنگلهای جنوب، قبیلهی پردارها در صخرههای غرب و قبیلهی عاجیها در سواحل یخی شمال. با خیانت جادوگر عاجیها، اسلیتر، و آزادشدن ملکهی یخی از دل یخچال، تعادل این جهان بههم میریزد و قلعهی وینترفنگ از دل کوه یخ سر برمیآورد. در ادامهی کتاب آواز آسمان، روایت بین دو شخصیت اصلی جابهجا میشود: اسکا، دختری که در جعبهی موسیقی ملکه زندانی و صدایش هدف اصلی جادوی سیاه است، و فلینت، پسر قبیلهی پوستینپوش که با سورتمه، هاسکیها و اختراعهای عجیبش برای نجات مادرش به دل خطر میزند. هر فصل بخشی از نقشهی بزرگتر را آشکار میکند؛
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .