در یکی از شبهای شلوغ توکیو، مردی زخمی و در حال مرگ خود را به پلی روی رودخانه میرساند و همانجا جان میدهد. او با چاقو ضربه خورده است؛ اما نکته عجیب اینجاست که محل قتل با جاییکه جسد پیدا شده است فرق دارد. همین تناقض ساده، پلیس را با پروندهای روبهرو میکند که از همان ابتدا بوی پیچیدگی میدهد. هیچ چیز سر جای خودش نیست و هر پاسخ، سوال تازهای به وجود میآورد. کمی بعد، جوانی به نام یوشیما بهطور اتفاقی گرفتار پلیس میشود و کیف پول مرد مقتول در جیب او پیدا میشود. همه چیز طوری پیش میرود که انگار پرونده خیلی زود بسته خواهد شد؛ اما ماجرا به همین سادگی نیست. شواهد ظاهری به یک نفر اشاره میکنند، ولی رفتار آدمها، سکوتها و جزئیات کوچک چیز دیگری میگویند. حقیقت، پشت لایههایی از ترس، گذشته و تصمیمهای اشتباه پنهان شده است. در این میان، کارآگاه کاگا وارد داستان میشود؛ کارآگاهی آرام، دقیق و متفاوت که بیشتر از بازجویی و فشار، به فکرکردن و فهمیدن آدمها تکیه میکند. او بهجای اینکه فقط بپرسد «چه کسی قاتل است؟»، میپرسد «چرا این اتفاق افتاده است؟». هر قدمی که او جلوتر میرود، خواننده هم بیشتر درگیر روابط انسانی، انگیزههای پنهان و انتخابهایی میشود که سرنوشت آدمها را تغییر دادهاند.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .