داستان در شهری بینام در لبه یک جمهوری رو به زوال، زمانی آغاز میشود که گروهی از کودکان بهطور مرموزی وارد جامعه میشوند. حضور آنها نظم اجتماعی موجود را مختل میکند و مردم شهر که در ابتدا آنها را بیگناه میبینند، بهزودی با بدگمانی فزایندهای به آنها نگاه میکنند. کودکان با رفتارهای عجیب و نامنظم خود در مرکز توجه قرار میگیرند و واکنش بزرگترها به آنها لحن شومتری به خود میگیرد. با شروع داستان، روایت بین دیدگاه کودکان که ظاهرا خارج از کنترل بزرگسالان هستند و مردم شهر که به تدریج احساس اخلاق و انسانیت خود را از دست میدهند، تغییر میکند. ترس و شیفتگی بزرگسالان نسبت به کودکان به وسواس تبدیل میشود و آنها شروع به ساختن روایتهای مفصلی برای توضیح اعمال خود میکنند، در حالیکه همه اینها به سمت یک جنون جمعی عمیقتر میرود. رمان باربا به بررسی تأثیر روانی ترس میپردازد و اینکه چگونه میتواند افراد و جوامع را به سمت عقلانی کردن غیرمنطقیها سوق دهد، بهویژه زمانی که با چیزی که نمیفهمند مواجه میشوند. داستان به عنوان بازتابی از چگونگی هیستری و تعصب جمعی میتواند منجر به خشونت شود، زیرا مرزهای بین قربانی و مجرم بهطور فزایندهای مبهم میشود.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .