در کانون رمان، پیکر مومیاییشده اوا پرون، بانوی اول کاریزماتیک آرژانتین، قرار دارد که پس از مرگ در سال ۱۹۵۲، به ابژهای سیاسی و نمادین بدل میشود. اوا، که به "رهبر معنوی ملت" شهرت یافته بود، با پیکری که شوهرش، خوان پرون، خواست آن را حفظ و مقدس کند، در دل آشفتگی سیاسی آرژانتین حضوری شبحگونه مییابد. پس از سقوط پرون، رژیم نظامی وارث او، از قدرت و جاذبهی رازآلود این جسد هراسان، اما مفتون آن است. آنچه آغاز میشود، اودیسهای کابوسوار است: پیکری که از کلیسا به پادگان، از آرژانتین به رم، و از اتاقهای تشریح تا زیرزمینهای مخفی جابهجا میشود - گاه با احترام، گاه با هتک، و همواره در سایهی ترسی مذهبی-سیاسی. مارتینث، از طریق راویای که شباهت بسیاری به خود او دارد، داستان را با حضور شخصیتهای واقعی و خیالی، از پزشکان نظامی تا مقامات سرکوبگر، درهم میتند و پیکری را دنبال میکند که دیگر تنها جسد یک زن نیست، بلکه آینهای از روانپریشی یک ملت شده است.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .