کتابی راهگشا یا دفترچهی راهنمای حاکمان بیرحم؟ نیکولو ماکیاولی (Niccolò Machiavelli) چرا چنین کتابی نوشته است؟ در پاسخ باید بگوییم که او کتاب.شهریار (The Prince) را در یکی از آشفتهترین دورههای تاریخ ایتالیا نوشت؛ زمانی که کشورش میان دولتشهرهای رقیب، خیانتهای سیاسی، جنگهای خارجی و سقوطهای پیاپی قدرت دست و پا میزد. خودش هم یک دیپلمات شکستخورده بود که پس از تغییر قدرت، از مقامش برکنار شد، شکنجه شد و به انزوا رفت. در چنین شرایطی، نیکولو ماکیاولی به این نتیجه رسید که سیاست واقعی هیچ شباهتی به آنچه فیلسوفان اخلاق میگویند ندارد. او در کتاب شهریار به دستهبندی انواع حکومتها میپردازد. حکومتهای موروثی که به دلیل عادت مردم به خاندان حاکم، ثبات بیشتری دارند؛ حکومتهای جدید که همیشه در معرض شورش و بیاعتمادی هستند؛ حکومتهایی که با نیروی خود به دست میآیند و نیازمند مهارت و ارادهی قوی هستند؛ و حکومتهایی که با کمک دیگران یا شانس به قدرت میرسند و معمولاً شکنندهترند. نیکولو ماکیاولی توضیح میدهد که هر کدام از این حکومتها برای بقا به شیوهای متفاوت از مدیریت قدرت نیاز دارند؛ گاهی باید با مردم نرم بود، گاهی با نخبگان سخت و گاهی هر دو را با هم کنترل کرد. وی برای توضیح ماهیت رهبری موفق، از یکی از مشهورترین استعارههای تاریخ اندیشه سیاسی استفاده میکند؛ استعارهی شیر و روباه! در اندیشهی ماکیاولی، حاکم باید هم قدرت شیر را داشته باشد و هم زیرکی روباه را.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .