رقابت های سیاسی در ایران امروز، دچار نوعی «سیاست زدگی» مفرط و ناهنجار هستند. بازیگران و رقابت پیشگان عرصه ی سیاست، نه چندان طالب قاعده مندکردن رفتار و کردار خود، نه راغب تعریف «جغرافیای مشترک بازی سیاسی»، «خطوط قرمز»، «خطوط نارجی» و نه پذیرای «به رسمیت» شناختن (دوژوره و یا دوفاکتو) یکدیگرند. در شرایطی این چنین، پرسشواره های دیرآشنا مجال خودنمایی و بازنمایی پیدا می کنند که: آیا جامعه ی ایرانی، اساسا، استعداد برتابیدن «رقابت سیاسی سالم و قاعده مند» را داراست؟ آیا فرهنگ سیاسی ما، حامل دقایق و هنجارهای مترتب بر بازی / رقابت مسالمت آمیز حزبی هست؟ آیا، امتزاج «سیاست» و «ایدئولوژی» در این مرز و بوم، نوعی انسداد و عصبیت را جایگزین «عقلانیت» در پهنه ی کنش و واکنش های سیاسی نکرده است؟
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .