این اثر کوتاه اما فشرده، با نثری پرتنش و تحلیلی، فروپاشی تدریجی ذهن انسانی را در مواجهه با گناه، شرم، میل سرکوبشده و وسواس اخلاقی به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه یک لغزش کوچک میتواند به فاجعهای برگشتناپذیر بینجامد. داستان از خلال روایتی قاببندیشده پیش میرود. راوی در سفری دریایی با پزشکی آشنا میشود که سالها در منطقهای دورافتاده در مستعمرات هلند در شرق آسیا زندگی و طبابت کرده است. این پزشک، که نامی از او برده نمیشود، انسانی منزوی و از نظر عاطفی منجمد است؛ کسی که در انزوای جغرافیایی و روحی، ارتباط خود را با جهان انسانی از دست داده است. روایت اصلی در قالب اعترافی طولانی شکل میگیرد؛ اعترافی که پزشک در فضای بستهی کشتی، همچون نوعی اعترافنامهی اخلاقی، برای راوی بازگو میکند. ماجرا زمانی آغاز میشود که زنی اروپایی، موقر و رازآلود، به مطب پزشک مراجعه میکند و بهطور ضمنی از بارداری ناخواسته و نیاز به سقط جنین سخن میگوید؛ عملی که در آن زمان غیرقانونی و رسواییبار بهشمار میرفت. پزشک، که سالها از تماس انسانی و عاطفی محروم بوده، سکوت و تردید زن را بهاشتباه تعبیر میکند و در لحظهای نابخردانه، پیشنهادی آمیخته به میل و تحقیر مطرح میسازد. زن با خشم و تحقیر مطب را ترک میکند و همین لحظه، نقطهی گسست اخلاقی و روانی پزشک است. اندکی بعد، زن بر اثر سقطی ناموفق و دردناک جان میبازد و پیش از مرگ از پزشک میخواهد حقیقت مرگش، بهویژه از شوهرش، پنهان بماند.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .