کَسی هابز از وقتی وارد برنامهی «نابغهها» شده، یک سؤال مهم توی ذهنش مانده: حقیقتِ اتفاقی که برای مادرش افتاد چیست؟ در «خون بد» این سؤال دوباره زنده میشود، اما اینبار با خطری خیلی بزرگتر. ردّ یک گروه مرموز از قاتلان به میان میآید؛ گروهی که انگار سالهاست در سایه کار میکند و قواعد خودش را دارد. کَسی کمکم حس میکند این ماجرا فقط یک پروندهی تازه نیست—ممکن است همان حلقهی گمشدهای باشد که او را به جواب نزدیک میکند. کَسی و تیم نابغهها قدمبهقدم جلو میروند؛ سرنخها را کنار هم میگذارند، آدمها را زیر نظر میگیرند و سعی میکنند قبل از دیر شدن، تصویر کامل را ببینند. اما اینبار خطر فقط بیرون نیست. هرچه بیشتر پیش میروند، تهدید نزدیکتر میشود و بازیِ قاتلان طوری است که هم ذهن را به هم میریزد، هم احساس را و حتی اعتماد بین اعضای تیم را هم امتحان میکند. «خون بد» یک جلد پرکشش و تند است؛ از آن کتابهایی که مدام شما را وادار میکند حدس بزنید و سریع صفحه بعد را ورق بزنید. اگر از داستانهای جناییِ نوجوان/جوانان خوشتان میآید که هم راز دارد، هم تعلیق، و هم جوابهایی که منتظرشان بودهاید، این جلد یکی از مهمترین بخشهای مجموعهی «نابغهها»ست.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .