داستان درباره زنی به نام یرما است که در روستایی اندلس زندگی میکند و آرزوی اصلی او مادر شدن است. اما پس از سالها زندگی مشترک با همسرش، خوان، او همچنان بیفرزند باقی مانده است. این ناتوانی در باردار شدن، اشتیاق یرما برای بچهدار شدن را به وسواسی دردناک تبدیل میکند که به تدریج تمام زندگی و هویت او را تحت تأثیر قرار میدهد. رابطه یرما با خوان، که مردی سرد و بیتفاوت به مسئله فرزندآوری است، به مرور تیرهتر میشود. یرما در تلاش برای پر کردن خلأ عاطفی ناشی از نداشتن فرزند، به اعمال عرفانی و دیگر زنان پناه میبرد اما همچنان به هدف خود نمیرسد. در نهایت، این ناامیدی عمیق، او را به سوی اقدامی تکاندهنده و نهایی میکشاند که سرنوشتش را به تراژدی میکشاند.«یرما» به بررسی موضوعات اجتماعی مهمی چون فشارهای جامعه بر زنان برای ایفای نقش مادری و انتظارات سفت و سخت از زنان در محیطهای سنتی میپردازد. لورکا نشان میدهد که چگونه توانایی باروری به معیاری برای ارزشگذاری زنان در جوامع مردسالار تبدیل شده و ناتوانی یرما در بچهدار شدن باعث میشود او از سوی جامعه به حاشیه رانده شود.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .