رمان «ساشا، سلام» نوشتهی دیمیتری دانیلوف در آیندهای نزدیک جریان دارد؛ دنیایی که ظاهرا مدرن و متمدن است، اما مجازات اعدام را برای تخلفات اخلاقی و اقتصادی بازگرداندهاند. این اعدامها با سازوکارهایی ماشینی و بدون دخالت انسان انجام میشوند. قهرمان داستان استاد زبانشناسی است که بهدلیل رابطهای غیراخلاقی با دانشجویش محکوم شده و اکنون در مکانی شبیه هتل با امکانات کامل منتظر اجرای حکم اعدام است. ابزار اجرای حکم، یک مسلسل خودکار به نام «ساشا» است که در راهرویی نصب شده. هر روز او را از مقابل آن عبور میدهند، بیآنکه بداند قرار است همان روز کشته شود یا نه. او با نوعی انتظار و بیخبری مداوم زندگی میکند، بدون آنکه بداند چرا مجازاتش تا این حد شدید است یا سیستم چطور تصمیم میگیرد. در این فضا، شخصیت اصلی دائما با تناقض بین ظاهر متمدن فضا و واقعیت مرگبار آن درگیر است. رمان به موضوعاتی مثل ماهیت مجازات، نقش انسان در سیستمهای خودکار، و اضطراب ناشی از زندگی تحت کنترل کامل میپردازد. نویسنده بهنوعی شرایطی را به تصویر میکشد که در آن، مرز میان عدالت، نظارت، و بیتفاوتی کاملا محو شده است. در این جهان، همهچیز بهظاهر مودبانه و با رضایت انجام میشود، اما در واقع، اختیار و معنا از انسانها سلب شده است.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .