نسرین فکر کرد بستن چشمهایش در برابر مردمی که جمع شده بودند و فرودشان را تماشا میکردند، ابدا باعث جلب نظر یا تحسینشان نمیشود، اما... با یک دست قاش زین را چسبید و با دست دیگر زانوی شاهزاده را گرفت که محکم به پهلوی رانش فشار میآورد و او را نگاه داشته بود. آنقدر محکم فشار میداد که زانوی شاهزاده کبود شود
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .