کتاب «وقتی هارو اینجا بود» نوشتهی داستین تائو، داستانی لطیف، احساسی و خیالانگیز است که در دل خود به عمیقترین احساسات انسانی میپردازد: غم از دست دادن، امید به بازگشت، عشق در میانهی مرز واقعیت و خیال، و یافتن معنا در دل سوگواری. این رمان با دو روایت مجزا اما همراستا، دو جهان متفاوت از شخصیتهایی را به تصویر میکشد که هر یک به نوعی با فقدان، تنهایی و رازهای ناگفته روبرو هستند. در یک روایت، با میلی آشنا میشویم؛ دختر نوجوانی که در سوگ مادربزرگش غرق شده و هنوز نتوانسته با غیبت او کنار بیاید. مادربزرگی که نه تنها عزیزترین فرد زندگیاش بود، بلکه تنها کسی بود که علاقهی میلی به دنیای ارواح و ماوراءالطبیعه را جدی میگرفت. میلی ساعات بسیاری را در کتابخانه محلی میگذراند، جایی که ناگهان با روحی به نام هارو مواجه میشود؛ پسر جوانی که در این مکان سرگردان مانده، گذشتهاش را به خاطر نمیآورد و تنها توسط کسانی دیده میشود که به او باور دارند. میان میلی و هارو رابطهای خاص و صمیمی شکل میگیرد؛ رابطهای که با وجود غیرممکن بودنش، به تکیهگاهی برای هر دو تبدیل میشود. آنها در تلاش برای کشف دلیل حضور هارو در این دنیا و گشودن دروازهای به سوی رهایی، به سفری احساسی، پر از رمز و راز و لحظات عاطفی عمیق پا میگذارند.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .