|از کسانی که سیگاربهدست، ترک سیگار را به من تبریک میگویند حالم بههم میخورد!| کتاب حاضر متشکل از دو داستان نیمهبلند است. «بُنسای» و «چقدر خوب سیگار میکشیدم». داستان اول ماجرای یک عشق است، اما عشقی جسمانی که در قالب تجربه میماند و با تمام اثرگذاریاش در خاطرات و یادها گم میشود. داستان دوم هم ماجرای یک عشق است؛ عشق به سیگار. راوی مجبور است بعد از سالها انس و الفت با سیگار بهخاطر بیماری میگرن این عادت شاعرانه را کنار بگذارد، عادتی که او را از سبک زندگیای که سالها به آن عادت کرده جدا میکند. هردوی این داستانها در عین استقلال، شباهتهایی به هم دارند که نتیجهی سبک روان و ظریف نویسنده است. الخاندرو سامبرا (1975) نویسندهی صاحبسبک شیلیایی است. سامبرا خودش و همنسلانش را «فرزندان دیکتاتوری» (آگوستو پینوشه) مینامد و معتقد است بهدنیاآمدن و زندگی در چنین شرایطی تأثیر زیادی بر نسل آنها گذاشته. او در سال 2007 یکی از بهترین نویسندگان جوان آمریکای لاتین شد.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .