در داستان «کوچههای شهر شگفتی» یوئر به همراه پدربزرگش در محلهای کوچک زندگی میکند. در داستان اول کتاب، یوئر میخواهد در مسابقهی شنای مخصوص ناتوانان جسمی شرکت کنند، اما آنها در خانهشان استخر ندارند! پس باید چارهای بیاندیشند. در داستانی دیگر، یکی از دوستان یوئر او را به محلی پر از حشرات موزیکال میبرد. کمی جلوتر و در داستان بعد، یوئر روایتی اختصاصی دربارهی پدربزرگ و مادربزرگش میشنود و در داستان آخر، یوئر و پدربزرگ روی خوش و زیبای زندگی را به یک نقاش بدبین نشان میدهند! این کتاب سفری است به قلب شهر پکن در دل کوچه پسکوچههایش؛ جایی که هر گوشهاش قصهای دارد و هر روز، طعمی از جادو.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .